-------
ارغوان جوابت رو توی همون کامنت پست 25 دادم .
برای تنها نبودنم
آنچه که اسمش را
غرور گذاشته ام
برایت به زمین بکوبم
احساس من قیمتی داشت
که تو برای پرداخت آن فقیر بودی ...
باید شعری داشته باشند
که تنها برای خودشان سروده شده باشد
حتی اگر لازم باشد برای این کار آسمان به زمین بیاید !
"ریچارد براتیگان"
من زنم ...
بی هیچ آلایشی ...
حتی بی هیچ آرایشی !
او خواست که من زن باشم ...
که بدوش بکشم ، بار تو را که مردی !
و برویت نیاورم که از تو قویترم ...
آری من زنم ...
او خواست که من زن باشم ...
همچنان به تو اعتماد خواهم کرد ...
عشق خواهم ورزید ...به مردانگی ات خواهم بالید ...
با تمام وجود از تو دفاع خواهم کرد ...
پشتیبانت خواهم بود ... و تو ...
مرد بمان !
این راز را که من مرد ترم
به هیچ کس نخواهم گفت !
و بگویم
تو بازی کن تا من برگردم ! نسوزی ها !
اگه خطش محشره ... اگه صداش بی نظیره ...
اگه خوب شرایط بحرانی رو کنترل میکنه ... اگه بهتون آرامش میده ...
اگه میتونه غافلگیرتون کنه ... اگه دوست دارین سر به سرش بذارید که بهتون بگه دیوونه ...
اگه بهش میگید رفتم ، که نرو رفتنش رو بشنوید ... اگه مهربونه ... اگه ماهه ... اگه خوبه ... اگه دست هاشو دوست دارید بهش بگید ....
خب ؟! بهش بگید قبل از اینکه دیر شه ...

که در جوابش دوست داری با تمام وجودت بگی
جان دلم ...

گل من گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود
اما ماندنی بود
این بودنش بود که او را تبدیل به گل من کرده بود
من خودم هستم و یک حس غریب
که به صد عشق و هوس می ارزد !
تو میسوزی ! خاکستر میشی ! میمیری !
اما
تو فقط یک ققنوسی که توی این دنیا گاهی آتیش میگیری ...
میسوزی ... خاکستر میشی ...اما نمی میری !
باز بالهاتو باز میکنی و پر میکشی و از پرواز لذت میبری !
پ.ن :
چهار بار سوختم و هر بار هم ققنوس خوشگلتری شدم :)
رفتن از دست همه بر می آید !
باز کنار تو می افتد ...
* هی اهورا ... بابت این روزها سپاس !
آدم دوس داره گاهی اوقات غرق شه !
غرق شدن همیشه تو آب نیست ... تو غصه نیست ... تو خیال نیست ..
آدم بعضی وفتها دوس داره توی یه آغوش غرق شه
خفه شه ! کبود شه ...بمیره اصن !
تعویض میشوی !
در همین حوالی کسی شبیه توست !
* این است پیام عشق های امروزی !
"آن مرد" هست ... من هستم ! عشق هست ! خنده هست ! زندگی هست !
چیزی کم نیست !
جز وقت ! که به سرعت برق و باد داره میره !
میگم : همین کارهایی که الان میکنم !
+ گناه رو از نظر اصول اسلامی تعبیر کنید نه اصول اخلاقی !
با فلانی بهم زدم .عب نداره ! "این" نشد یکی دیگه !
+ تا جایی که من میدونم "این" برای اشیاء استفاده میشه نه اشخاص !
آن مرد با هوایپما می آید !
آن مرد به خاطر "من" می آید !
آن مرد با کوله باری از عشق و موسیقی و هاله ی یاسی رنگ می آید !
+ موقعی که گادی جان داشت تقدیر منو مینوشت سه شنبه رو تعیین کرد روزهای خوب زندگیم باشه ! تنکس گادی جان !
خاطراتی که هرگز اتفاق نیفتاده اند !